X
تبلیغات
مباحث علوم تربیتی(h.a) - بررسی آثار تربیت درجامعه از منظر نهج البلاغه

مباحث علوم تربیتی(h.a)

مباحثی پیرامون علوم تربیتی
 
 
مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود.
مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود.
مراقب عادتت باش كه شخصيت مي شود.
مراقب شخصيتت باش كه سرنوشت مي شود.
این وبلاگ در برگیرنده کلیه مطالب علوم تربیتی کارشناسی وارشد و مطالب دینی وفلسفی می باشد که توسط حسین آدمیت (کارشناس ارشد فلسفه تربیتی) مدیریت می شود.
 
 

فهرست

بررسی کلمات واصطلاحاتی که در باره آثار تربیت در نهج البلاغه ذکر شده. -

 برسی آثار تربیت در زمینه های: -

الف- بررسی آثار تربیت در حوزه مسایل فردی؛

ب- بررسی آثار تربیت در زمینه ارتباط با خداوند؛

ج- بررسی آثار تربیت درباره امور دنیایی؛

د- بررسی آثار تربیت درعرصه فرهنگی

ه- بررسی آثار تربیت در عرصه اجتماعی؛

و- بررسی آثار تربیت در عرصه اقتصادی؛

ت- بررسی آثار تربیت در عرصه سیاسی .

  نتیجه گیری  -

- منابع و مآخذ

 

 

 

 

 

 

 

 مقدمه-

تربيت‌ مفهومي‌ است‌ بي‌ پايان‌ و بي‌كرانه‌ كه‌ تمامي‌ شئونات‌ حيات‌ انساني‌ را در بر مي‌گيردو همين‌ بي‌ كرانگي‌ و بي‌ نهايتي‌ در مفهوم‌ تربيت‌، موجب‌ اشكال‌ و مانعي‌ بزرگ‌ در تدوين‌ نظام‌تربيتي‌ است‌. زيرا نه‌ در محصوره‌ زمان‌ محدود ميشود و نه‌ در محصوره‌ مكان‌. نه‌ در محدوده‌ خانه‌مي‌گنجد و نه‌ در محدوده‌ مدرسه‌. فراتر از محيط‌، وسيع‌تر از عالم‌ و عميقتر از اعمال‌ و بواطن‌سرشت‌ انساني‌ است‌.هر كجا كه‌ انسان‌ مي‌تواند در درون‌ خود يا در عالم‌ بيرون‌، در ملكوت‌ سراغ‌بگيرد و سربكشد، در آنجا انسان‌ از حضور تربيت‌ در رفتار خود ناگزير است‌ و تجلي‌ تربيت‌ دررفتار اوست‌ كه‌ زمينه‌ دستيابي‌ انسان‌ را به‌ تمامي‌ ابعاد هستي‌ و اعماق‌ آن‌ فراهم‌ مي‌نمايد.تربيت‌ ريشه‌ در هزاران‌ نسل‌ قبل‌ از تولد هر انسان‌ دارد و سايه‌ تاثير آن‌ بر هزاران‌ نسل‌ بعد ازمرگ‌ انسان‌ نيز ادامه‌ خواهد داشت‌.چگونگي‌ تربيت‌ در اعتقادات‌، در سياست‌، در اقتصاد، در جنگ‌، در صلح‌، در هنر، درادبيات‌، در علوم‌ و در روابط‌ انسانها، در جامعه‌ و در رشد و تعالي‌ انسانها، در تكنولوژي‌، درمديريت‌ تأثير مستقيم‌ دارد و نيز عدم‌ تربيت‌ اسلامي‌ در سقوط‌ انسانها و جوامع‌ انساني‌ نقش‌تعيين‌ كننده‌ دارد. تربيت‌ بر خصوصي‌ترين‌ حالات‌ و دروني‌ترين‌ خاطرات‌ انساني‌ ناظر است‌ ومتقابلا تمامي‌ عناوين‌ فوق‌ در تشكل‌ و شاكله‌ تربيت‌ سهم‌ دارند.پيچيدگي‌ تربيت‌ آن‌ چنان‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها به‌ صدها و هزاران‌ عوامل‌ و بيشتر از آن‌ بستگي‌دارد، بلكه‌ در يك‌ تعمق‌ بيشتر ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ آنچه‌ كه‌ در هستي‌ نقش‌ دارد، در تربيت‌ نيزنقش‌ دارد و حتي‌ آنچه‌ كه‌ در هستي‌ وجود دارد در تربيت‌ نقش‌ دارد تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ تنهايك‌ نگاه‌ به‌ آسمان‌ نقش‌ تعيين‌ كننده‌اي‌ در تربيت‌ و سرنوشت‌ يك‌ انسان‌ داشته‌ باشد.همچنان که گفته شد از تربیت هزاران تعریف ارایه شده و از جهتهای مختلفی نیز مورد برسی قرار گرفته است .لذا در این مقاله به برسی آثار تربیت از منظر نهج البلاغه می پردازیم

 

 

 

در این مقاله آثار تربیت را از دید امام امیرالمومنین بر اساس کتاب نهج البلاغه بررسی می کنیم. کلمات و اصطلاحاتی که در این کتاب درباره آثار تربیت به کار رفته، عبارت است از: عبد، مومن، متقی، ولی الله،امین الله، سعید، حرّ، حجه الله، خلیفه الله، عالم ربانی، متعلم علی سبیل النجاه، فائز، اوسع القلوب، پوینده صراط مستقیم و... که در زیر به طور خلاصه در زیر به معرفی چند مورد از آنها می پردازیم.

1. یکی از آثار تربیت در نهج البلاغه عبد است. عبودیت در اسلام بالاترین مقام انسانی در  پیشگاه خداست که مصداق واقعی آن، شخص پیامبر است وامام نیز به آن اشاره می کند:« و اشهد ان محمدا عبده و رسوله» (نهج البلاغه ، خطبه 2 و 10 ) . عبودیت رمز آفرینش بشر است وامام خود را «عبدالله» می خواند. نهج البلاغه، نامه 53) و در عبارتی دیگر خود و مردم را «عبید» می داند «فانما انا وانتم عبید مملوکون لرب لارب غیره» (همان خطبه 207)

2. . یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه مومن است .و طبعاً صفات و شروط تربیت درست را داراست؛ یعنی متواضع است، پندگوی و دل نگران خود و دیگران است و  ترسان از خوف خداست از دیگر صفات مومن، این است که چهره اش مسرور است واندوه را در دل پنهان می دارد، سعه صدر دارد(حکمت 325) مقاوم و ایستاست و نفس خویش را متهم می کند(خطبه 175)

3. یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه متقی است. بر اساس بررسی شهید مطهری تنها در خطبه «همام» حدود 110 صفت از او یاد شده است(سیر در نهج البلاغه ). بنده ای است سپاس گزار و از لحاظ قرب به درجه ای رسیده است که با همه بن بست ها در عرصه حیات، به دلیل تقوایش خداوند راه نجات را بر گشوده است.

4. . یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه سعید است. کسی که آثار تربیت درست در او نمایان است .سعادت را تنها در سایه تبعیت از امر و نهی خداوند به دست آورده است.

5. . یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه ولی الله است. او مومن است و در نتیجه در برابر شبهات به یقین رسیده است و راهنمایش قرآن است و در سایه این مقام، به عمق دنیا نظر انداخته است، در زمانه ای که دیگران به ظاهر دنیا چشم دوخته اند.

6. یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه حزب الله است. بر اساس توصیف امام حزب الله کسی است  که مسئولیت های واجب را در پیشگاه پروردگارش به انجام می رساند، در راه او هر گونه تلخی و سختی را به جان می خرد، خواب شب را آن قدر ترک می کند که توان ایستادن را از کف می دهد و وقتی خواب بر او چیره  می شود، زمین را بستر و کف دست را بالین خویش می کند، از کسانی است که هراس معاد، خواب را از چشمان شان ربوده است و پهلو از بستر تهی کرده اند؛ لب هاشان به یاد پروردگار شان همواره در جنبش است و  با استغفار طولانی، گناهان شان پراکنده شده است. آنان حزب الله اند و حزب الله، تنها رستگاران اند(نامه 45)

7. یکی دیگر از آثار تربیت در نهج البلاغه بنده محبوب خداست. امام صفات او را این گونه شرح می دهد، خداوند او را در نبرد با نفس خویش یاری داده است او اندوه را جامه زیرین و ترس را جامه رویین ساخته است؛ در شبستان قلب اش چراغ هدایت فروزان است؛ و بدین گونه دور را به نفس خویش نزدیک و سختی را آسان کرده است. او با ژرف نگری، بینش یافته، به یاد خدا بوده و بر عمل خویش افزوده است.

آب گوارا را از سرچشمه ای که راه آبشخورش هموار است، نوشیده، با نخستین جرعه، سیراب شده و گام در راهی روشن نهاده است... از کوردلی و انباری با اهل هوا و هوس بیرون آمده و خود به تنهایی کلید درهای هدایت و قفل درهای هلاکت گردیده است. راه خویش را با بینشی درست برگزیده و به پیش رفته است و از یقینی به روشنی آفتاب بهره مند شده است(خطبه 84)

 

 

آن چه گفته شد تصویری کلی ازآثار تربیت از دید امام (ع)بود .حال به برسی آثار تربیت در زمینه های گوناگون می پردازیم:

الف- بررسی آثار تربیت در حوزه مسایل فردی؛

ب- بررسی آثار تربیت در زمینه ارتباط با خداوند؛

ج- بررسی آثار تربیت درباره امور دنیایی؛

د- بررسی آثار تربیت درعرصه فرهنگی

ه- بررسی آثار تربیت در عرصه اجتماعی؛

و- بررسی آثار تربیت در عرصه اقتصادی؛

ت- بررسی آثار تربیت در عرصه سیاسی .

 

الف- آثار تربیت در حوزه مسایل فردی

انسان تربیت یافته، یا «آثار تربیت از دید نهج البلاغه» دارای صفات و ویژگی هایی است که بخشی از آن ها به شرح زیر است:

- عارف به نفس خود، دانای به قدر خویش و مصداق این سخن امام است :«العالم من عرف قدره و کفی بالمرء ان لا یعرف قدره» (خطبه 103) و نیز عبارت دیگر امام که فرمود:

«رحم الله امری عرف نفسه و لم یتعده طوره...»

- از پرستش بت های گوناگون رهایی یافته و به سوی بندگی خدا راه یافته است(خطبه 147)؛

- در عرصه دین نیرومند و دو اندیش است. آرزویش نزدیک، لغزش اش اندک، قلب اش خاشع، نفس اش قانع، خوراک اش ناچیز،زندگی اش آسان و بی تکلف،شهوت اش مرده و غم اش فرو خورده است؛

- او در چهره شاد و در دل گریان است، برتری جویی را ناخوش دارد، از شهرت و آوازه بیزار باشد، غم اش پایا و اندوه اش ژرف است، بیش تر خاموش است... سخت شکیباست و در اندیشه، نرم خو و انعطاف پذیر است؛ جان اش بر صلابت تر از سنگ است(حکمت 325)

برای عرضه تصویری روشن تر از ثمره تربیت در این حوزه، به پاره ای ازصفات دیگر و ابعاد وجودی می پردازیم:

1. در جنبه ظاهر. شرایط باطن او، از نظر احساس مسئولیت و تعهد و ترس از قصور و تقصیر در انجام وظایف و تکالیف، در ظاهر او اثر گذارده است وحتی او را فردی غیر عادی نشان می دهد:«ترس او را چونان تیر چوبین تراشیده است؛ هر که به او بنگرد، بیمارش پندارد، در حالی که هیچ بیمار نباشد و دیوانه اش انگارد. اما حقیقت این است که امری بس عظیم او را در گرو دارد.» (خطبه 184) اهل شکمبارگی نیست (خطبه 120)، بدن اش لاغر و نحیف است (خطبه 184) و روح اش به جهان بالا پیوند خورده است(حکمت 139).

امام (ع) در وصف ابوذر که از تربیت یافتگان اسلام بود می فرماید :«در راه خدا برادری داشتم... او از چیرگی شکم خارج بود، پس نه به آن چه نداشت خواهشی داشت و نه در مصرف آن چه می یافت، زیاده روی می کرد...»(حکمت 271)

2. در جنبه ذهن او دارای ذهنی بیدار، خردی ورزیده ، و اندیشه ای زنده و نقاد است. عقل و خردش را زنده کرده و هوای نفس اش را کشته است(خطبه 210) و در سایه آن، شناختی از دین به دست آورده است که از روی دانایی است نه از روی شنیدن و نقل نمودن (خطبه 239) در عرصه حیات بصیر و بیناست و سخن را می شنود و در آن می اندیشد؛ با هر نگاه، بینشی نو می یابد و همواره از عبرت ها سود می برد و در راهی روشن و هموار پیش می رود(خطبه 152).

3. در جنبه عواطف او فردی با عاطفه است و عاطفه او دو ویژگی دارد:« تعدیل یافتگی» و «جهت داری» خشم خود را فرو می خورد(خطبه 184) و در عرصه روابط انسانی نرم است (خطبه 210) جامه شهرت و تمایلات شدید را از تن خود  بر می کند(خطبه 86) و شهوت نفس خود را مهار می کند (خطبه 184 و 210) در ارزیابی امور برای اتخاذ مواضع،خوب دقت می کند و با هر چه به هوای نفس نزدیک تر است، مخالفت می ورزد(حکمت 281).

4. در جنبه روان او آزاد است و از اسارت دنیا رهیده است. از کری و کوربینی و از انباری اهل هوا و هوس بیرون آمده است(خطبه 86) با بینش و هوشمندی دیده گشوده در و در نتیجه حکمت را نمایان دیده است. در سایه والایی روان، رفعت طلبی را ناپسند شمرده (حکمت 631) و نیاز خود را با کسی در میان نگذارده است .فقیر و بی چیز بوده و به فرموده امام، براساس برداشت قرآنی عفت ورزیده است آن چنان که فرد ناآگاه، او را غنی می شمرد(بقره 272)

5. در جنبه شخصیت منظور از شخصیت، ترکیبی از صفات ظاهر و باطن آدمی است که او را به صورت شاخص در می آورد. در شخصیت آثار تربیت از دید امام علی این صفات را می بینیم اعتدال جنبه بازداری و عفاف استواری و ثبات قدم در گشادگی زندگی و سختی و گرفتاری آن، صلاح اندیشی دایمی برای خود، اندک بودن لغزش ها، پرهیز از سخت گیری، دوری از تظاهر و ریا، نرمش در عین دور اندیشی، در چهره او آثار صدیقان و در گفتار او سخن خوبان ، حکمت 281، شکیبایی در سختی ها.

در این دیدگاه، فرد تربیت یافته اهل ناز و نعمت نیست، با سختی دنیا می سازد، زهد و پارسایی پیشه کرده است وبا فقر و تنگدستی، که مردم از آن می گریزند، مانوس است، نیازش اندک، غذایش کم و لباس اش در حد متوسط است.

تربیت شده مکتب علی اوقات خود را به سه بخش تقسیم می کند: بخشی برای پرستش خدا و رازگویی با او؛ بخشی برای تامین معاش و بخشی برای بهره مندی از لذت های مشروع .

او از خرد خو برای شناخت راه رشد استفاده می کند و پیوسته مراقب است که نفس اش در او وسوسه نیافریند و از این رو، نسبت به نفس خود بدبین است. شب در بستر می خوابد در حالی که از غفلت خود ترسان است و صبح از بستر بیرون می آید، در حالی که از فرصت جدیدی است که برای ترمیم و جبران گذشته به او داده اند شادمان است.

کردارش از هر گونه فساد پاک است وچشمان اش از خوف خداگریان است. شب هنگام درحال ذکر و عبادت است و خوف و استغفارش، روزها که پیوسته در حال ذکر و سپاس گزاری عملی از خداوند است دیدنی است.لب هایش به یاد پروردگار،همواره در جنبش است و با استغفار طولانی، گناهان اش پراکنده شده است؛ و از حزب خداست.

ب- آثارتربیت در حوزه ارتباط با خداوند

از دید نهج البلاغه، تربیت رابطه ای با خداوند دارد که مبتی بر معرفت او، اقرار و ایمان به اوست، پیوندی توام با پاکی و اخلاص، حس ظن، تبعیت و تسلیم، خضوع و خشوع و خشیت، دلگرمی به مهر و عنایت او، استعانت از او، یقین به عنایت او، امیدواری به او و پرهیزکاری از یاس نسبت به رحمت او.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع)، خدا را بر آن اساس که خودش معرفی کرده است می شناسد و آن را سرآغاز دین داری و باور می داند. در سایه تعمق، طعم معرفت اورا چشیده و شناخت و دیدار او را نه با چشم سر، که با چشم دل، نصیب خود کرده است. خدا در فکر او بزرگ و غیر خدا در نزد او کوچک است و یا این معرفت است که قدم در راه او نهاده و نشانه های رستگاری خویش را شناخته است.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) به وجدانیت خدا گواهی می دهد و آن را لازمه ایمان می شناسد و در منتهای این شهادت توام با معرفت او را تصدیق می کند و کمال او تصدیق توحید است گواهی او ناشی از ایمان و یقین و اخلاص و اقرار است. او به اولویت خدا، بدون پیشینه و آخریت او بدون غایت و نهایت اعتراف می کند

او بعثت انبیا و فرستادگان خدا را باور دارد و می پذیرد که آن ها آمده اند تا مردم را به ادای پیمان فطری شان بخوانند و نعمت های فراموش شده خدا را به یادشان آورند و محمد بنده و فرستان خدا برای تنفیذ فرمان او و اتمام حجت بر بندگان آمده است.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، به حقانیت آل پیامبر ایمان دارد و آن ها را نگهبان راز خدا، پناهگاه فرمان او، خزانه دانش او، مرجع حکمت او، حافظ کتاب هایش و کوه های استوار دین اش می داند و او می داند که ویژگی های حق ولایت از آن هاست و وصیت پیامبر و میراث رسالت به آن ها تعلق دارد.

ایمان و باور او

ایمان او، معرفت از قلب و اعتراف به زبان و عمل به اعضاست. ایمانی که اندیشیده و از روی حساب است؛ ایمانی که با قدرت اخلاص آن، شرک را زدوده و با یقین آن، شک و تردید را از بین برده است ایمانی که زمینه ساز امید از روی یقین بوده و زمینه را برای بازگشت به خدا فراهم ساخته است. ایمان به این خداوند دانای اسرار است، به آن چه در ذهن بگذرد آگاه است، به هر پدیه ای احاطه دارد و بر هر چیز تواناست. او باور دارد که هر توانایی، جز او ضعیف و هر مالکی غیز از مملوک و هر دانایی غیر او دانش آموز است.

ایمان او بر چهار رکن استوار است، صبر ومقاومت ، باروری قطعی و یقینی به خدا، عدل و رعایت موازین و تلاش و جهادی برخاسته از آن. او ایمان را روشن ترین راه و تابان تر از چراغ می داند، راهی که در نهایت آن، آدمی به کردارهای شایسته می رسد.

او اسلام را نوعی تسلیم در برابر امر و نهی خدا می داند، این تسلیم، عین یقین اوست و روی گردانی از آن را نوعی بدبختی برای خویش می داند. او در سایه باروری راستین و اخلاصی از سر صدق، تسلیم قضای خداوند و راضی به رضای اوست و مصداق این عبارت امام است «رضینا عن الله  قضائه و سلمنالله امره» در راه خدا سرزنش هیچ کس در او موثر نیست و از هر شائبه ای که او را به شبهه و گمراهی بکشاند ، دوربر برکنار است.

چون به آیه تشویق آمیز خدا بر می خورد از روی طمع و رغبت، چنان به آن متکی می شود که گویی می خواهد به سوی او پر کشد. خود ار در صف پرهیزکاران قرار داده است و یقین دارد که در آخرت همسایه عنایت خداوند است و درخواست او رد نمی شود وبهره اش از لذت، کاستی نمی گیرد. او خدا را مانوس ترین مانوسان به اولیای خود می داند و اگر غربت و تنهایی، او را به هراس افکند، خود را با یاد و ذکر او مانوس می سازد. اهل دعاست، زیرا آن را از جانب خدا مسموع می داند و می داند که دعایش اجابت می شود؛ به همین دلیل، امواج بلا و گرفتاری ها را با دعا دفع می کند.او به خدا کفایت کننده توکل می کند در تزکیه هایی که از او می شود، برای پرهیز از وسوسه ها به خدا پناه می برد و از او استعداد می طلبد.

ج- آثار تربیت در حوزه امور دنیایی

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، از اولیای خدا و عارف به حق است. او عقل خویش را زنده کرده، نفس خود را در سایه تربیت کشته است و با روشنایی نور ایمان، قدم در راه حق گذاشته و بر اثر تقوا گام هایش را با آرامش و اطمینان در جایگاهی امن وآسوده استوار کرده است. او به باطن دنیا می نگرد که فنا ونیستی است، مکار و فریب کار است ومنزلگاهی ناپایدار و سرای کوچ و جای کدورت و ناخوشی است. خانه ای است که خوشی های آن دست به دست می شود، سرای گذر است نه سرای استقرار، سرای رنج و فناست و داستان اش، داستان ماری است که بدن آن نرم و زهر آن کشنده است.

او برای دنیا ارزش بقایی قایل نیست، چرا که نیز آفریده  خدا، محکوم به فناست، پیچیده به رنج ها و گرفتاری ها، معروف به مکر است، و هیچ کس در آن به سلامت نمی ماند، مگر در سایه تقوا، او می داند که آدمی در دنیا هرگز آسودگی ندارد، چرا که سرچشمه آب آن گل آلود است، فریبنده ای فانی شدنی روشنایی ای پنهان گشتنی، سایه ای زایل شدنی و تکیه گاهی رو به ویرانی است.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، به پیروی از علی دنیا را خوارتر و بی ارزش تر از عطسه بز و کم بهاتر از خرده پشمی که از چیدن پشم گوسفند بر زمین می ریزد می داند.در عین حال او پدیده های طبیعی را آیت خدا می داند. از نگاه او، جهان مدرسه و مرکز پرورش و نیز ابزار و نشانه ای برای شناخت خدا و عظمت و اقتدار اوست. آب دریای ژرف و مواج، آیتی از خداست و خورشید وماه و گیاه درخت از شگفتی های آفرینش اوست.او در عین بهره گیری از دنیا، آن را ناچیز می شمارد و وصف آن را بزرگ تر از اصل آن می داند؛ بر خلاف آخرت که اصل آن بزرگ تر از وصف آن است، او خود را در این دنیا هدف رگبارهای متنوع مرگ می بیند و دنیا را خود جایگاه اقامت دایم می پندارند و می داند عاقبت، روزی می رسد که اقامت در دنیا تمام می شود از این رو، آن را بهای وجود خویش قرار نمی دهد، نگاه او به دنیا، نگاه پارسیان است و خود را از وابستگی به آن پاک می دارد و این زهد و پارسایی به سبب بینش درست او نسبت به حقیقت دنیاست.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، موضع ترک عشق به دنیاست، او وصف دنیا را با گوش خشم و دشمنی می شنود و در  عین حال از آن در حد اضطرار بهره می گیرد؛ اما مراقب است که زرق و برق دنیا او را نفریبد، آن چنان که دیگران را فریفته است. او در عزت و ناز دنیا بر دیگران پیشی نمی گیرد و چنان است که گویی در دنیاست، ولی از اهل آن نیست .

شیوه زندگی فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، پارسایی است او زمین را بساط خود، خاک را فرش و بستر خود، آب را برای خود خوش گوار و قرآن را اشعار خود قرار داده است و دلبستگی به دنیا را همانند حضرت مسیح رها کرده است. او در اندیشه فرجام خویش است. به ظاهر می خندد ولی دل اش گریان است به ظاهر شادمان است ولی حزن و اندوه اش از عذاب خدا سخت و شدید است روان اش در بهشت و تن اش در دنیا و در عرصه کار و تلاش ماست حق را بیان و به آن عمل می کند و هیچ خبری نیست جز آن که او آن را هدف قرار می دهد.

عمل او در دنیا پاک و پیراسته است او عمل خیر گذشته خود را هرگز بزرگ نمی شمارد، عمل اندک او را راضی نمی کند و عمل بسیار را زیاد نمی داند و پیوسته نفس خود را به کوتاهی در عمل متهم می کند.

او از کسانی است که پرده از چشم شان برداشته شده و دنیای برزخ را می بینند. هشیار و بیدار است و خود را در این دنیا هدف تیرهای مرگ می  بیند و آگاه است که پس از مرگ، امکان بازگشت او به دنیا نیست؛ پس باید آن چه توشه حیات ابدی است و آبادانی آخرت را سبب می شود را در دنیا مهیا کند.

او در راه پروردگار قدم گذاشته و تابع تعالیم و دستور های اوست و هشیار است که مبادا مرگ بر او وارد شود و او در طلب دنیا، از خداوند گریزان باشد. شوق وصول به بهشت، در او، آن قدر است که گویی او آن را می بیند و در آن متنعم است و از عذاب خدا چنان نگران است که گویی خود را در آن معذب می بیند. هنگامی که آیه تهدیدی از قرآن را می شنود گوش جانش گشوده می شود و گویی صدای آتش سوزان جهنم و فریاد های دلخراش اهل آن را در گوش جان خود می شنود و نگران می شود.او خواستار جایگاه و مقام شهیدان است، هم مقامی و همنشینی با سعیدان و همدمی با انبیای الهی را می طلبد و شهادت را سعادت دانسته و آرزومند چنین مرگی است.

د- آثار تربیت در حوزه فرهنگی

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، در حوزه فرهنگی فردی است ساخته شده، مودب به آداب دین و جهت دار و بهره مند از آگاهی های لازم برای زندگی است او دارای شیوه فکری ارزیابی شده، صاحب فلسفه ای روشن از زندگی و دارای زبان حق، زیور حکمت و ایمان و پای بند به سنت و سیره پیامبر و جانشینان بر حق اوست.او دانش را از ثروت برتر می داند؛ زیرا علم حافظ آدمی و آدمی، ناگزیر، حافظ مال است. علم حاکم است و مال محکوم؛ و به این سبب، او به علم آموزی حریص است و از آن سیر نمی شود؛ همان طور که، برخی از طلب مال سیر نمی شوند او گوش جان به دانشی می سپرد که برایش سودمند است و از کسانی است که دانش ، بر قلب و بینش آن ها یورش آورده است و روح یقین را لمس کرده اند.او اهل بصیرت است و این ویژگی را در سایه تفکر به دست آورده است. او در آن چه می شنود، می اندیشد. اندیشه او همیشگی است و تفکر در امور، روان او را به خود مشغول می دارد و در اثر آن، معرفتی برای او حاصل می شود که با آن حق را از باطل باز می شناسد.

او از تفکر خود درس عبرت می آموزد و در نتیجه، مصداق کلام امام می شود که فرمود:« پس از کری و بی خبری شنوا می شوی و پس از تاریکی جهل بینا می گردی» او از بندگی است که خداوند در اندیشه هاشان با آنان راز می گوید ؛ همیشه با خدا و از راه عقل و بینش با او در گفتگو هستند. چراغ هدایت را به روشنایی بیدادگری و هشیاری در دیده ها و گوش ها و دل ها برافروخته اند و به همین سبب، غیر از او چیزی ندیده و غیر از سخن اش از امر و نهی چیزی نشنیده اند و به غیر از آن چه او خواسته است، دل نبسته اند.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، برای کسب حکمت از دو راه وارد می شود، تعمق در خود، با استفاده از هوش و زیرکی خویش و فراگیری از صاحبان حکمت در ادب، از صاحبان فضیلت است و آداب پسندیده را از زیورهای نو می شناسد و خود را به آن ها می آراید و هیچ میراثی را همسنگ ادب نمی داند . او در ادب کردن و آراستن نفس خویش، طرف خطاب امام است و سعی دارد نفس را از دلیری بر عادت های غلط و خوی های ناشایست باز دارد از جلوه های ادب او، این است که آن چه را برای خود نمی پسندد برای دیگران نیز نمی پسندد.

او غیر از این سنت، که دارای بعد شرعی است، از دیگر سنت های برتر، که در عرصه زندگی بروز و نمود دارد نیز بهره می گیرد؛ سنت هایی که ثابت و پابرجایند و با گذشت زمان کهنه و فرسوده نمی شوند.

طاعت خدا شعار اوست و پیوسته با آن همراه است، او با خشیت خدا آشناست صبر و پایداری در راه هدف، شعار دیگر اوست و آن را راهی مهم برای رسیدن به پیروزی می داند. او تابع تعالیم قرآن است واحکام آن، چه لباس اوست، او دوست دار سنن خدا و رسول اوست.

 

 

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) جز با حق انس ندارد و می کوشد از راه حق بیرون نیابد و وارد عرصه باطل نگردد. او در صورت خروج از مرز حق و ارتکاب خطا، پیش از آن که شهادتی علیه او اقامه شود، به حق اعتراف می کند.

او از برترین مردم نزد خداوند است، زیرا عمل به حق، نزد او محبوب ترین است. او به حق رسیده است و این رسیدن، جز در سایه تلاش و صراحت نیست. خداوند نیز اجر تلاش او را داده و راه حق را برایش روشن گردانیده است. او هیچ گاه با حق درگیری نمی شود و از همین روست که در آویخته با حق را محکوم به شکست می داند. او در پی عمل به حق است و ترک باطل است و از گفتار حق سرباز نمی زند و اگر سخن حقی به او گفته شود بر او سنگین نمی آید.

 

ه- آثار  تربیت در حوزه اجتماعی

بخشی ازصفات فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) در نهج البلاغه، دارای بعد اجتماعی است و در آن سخن از مباحثی چون: خانواده، حقوق، اخلاق ، نظارت اجتماعی، داوری، مباحث مربوط به گناه و انحراف و موضع گیری درباره آن هاست. فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) از رهبانیت و انزوا به دور و از بدعت ها بر کنار است. او در اندیشه تبلیغ و هدایت مردم است. برخی از مباحث مطرح شده در این زمینه از این قرار است:

در خانواده

ثمره تربیت، با طرح خلقت خداوند همگام است که زوجیت جزیی از آن است؛ رهبر خانواده است و می کوشد از راه صدق، جمع پراکنده آنان را گرد هم آورد. در تربیت اهل خانه می کوشد تا شقی نشوند؛ حقوق خانواده را مراعات می کند؛ اگر فرزند است، جز در معصیت خدا، مطیع پدر و مادر است و اگر پدر است وظیفه اش تعیین نام نیک برای فرزند و آراستن او به هیات زیبای مورد سفارش در سنت و آموزش قرآن است. او راه خانواده و سازندگی افراد آن مقاومت دارد.

نسبت به همسرش امانت داراست و مراقب است که خطر و صدمه ای متوجه او نشود. در سفری که برای او پیش می آید، خانواده را به خدا می سپارد و از این که نگاه ناروایی متوجه خانواده و مال و فرزندش شود، از او پناه می خواهد. او به خاطر عبادت، از همسر و فرزندان جدا نمی شود و این کار را وسوسه شیطان می داند. برخوردش با همسر، چون برخورد با گل است؛ زیرا زن همانند گل است او زن را نیز در عرصه شوهرداری به تلاشی در حد جهاد تشویق می کند و بنای زندگی او را کمک و حیا و عفاف و غیرت می داند. وغیرت شوهر نسبت به زن، نشانه ایمان است.

در اخلاق

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، دارای جلوه هایی از فضایل اخلاقی و اهل حلم و نیکویی و تقواست. در فراز و نشیب زندگی، با وقار و آرام در دشواری های آن صبور و مقاوم است. اهل زهد است؛ یعنی کوتاه آرزو، سپاس گزار در برابر نعمت های خداوند و پرهیز کننده محارم است بر مالی که از دست رفته است تاسف نمی خورد، به آینده امیدوار است و خود باخته نیست. وضع موجود دنیا و امروز را با فردای واپسین مقایسه می کند و به لذت زهد دست یافته است.او اهل تقواست و تقوا دژ استوار او و مرکب همواری است که با آن می توان به هدف رسید. تقوای صاحبان خرد است که اندیشه خدا و معاد ، خرد آن ها را به خود مشغول داشته است.

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، اهل صبر و مقاومت است د. او صبر را جامه پیوسته تن قرار داده و آن را بهترین عامل پیروزی می داند. او نسبت صبر را به ایمان، مثل نسبت سر به بدن می داند. و چنان به صبر وابسته است و به آن خو گرفته است که زرق و برق حرام نمی تواند بر صبر او غالب شود و آن را درهم شکند. او مدتی را در برابر عوامل زور و زر و فریب، صبر می کند، ولی به دنبال آن آسایش و راحتی طولانی دارد.

در گفتار و رفتار

او آگاه است که شخصیت آدمی در زیر زبان اش پنهان است و تا سخن نگوید عیب و هنرش نهفته است. از نگاه او، هیچ تقوایی برتر از تقوای زبان نیست او زبان خود را مهار می کند؛ زیرا می داند زبان نسبت به صاحب اش سرکش و نافرمان است والبته اگر زبان صالح باشد، خداوند آن را برای او بهتر از ثروت قرار می دهد.

سخن او نرم وملایم است. ممکن است در سخن، کسی بر او غالب شود؛ اما در خاموشی و سکوت کسی بر او غالب نیست. او خاموشی بسیار را سببی برای بزرگی و هیبت می داند و به شنیدن،حریص تر از گفتن است.او در رفتار خود، عفیف است و آن را حتی در فقر مایه زینت می داند. او در رفتار، از پیامبر سرمشق می گیرد و راه و رسم او را می جوید و قدم در راه او می گذارد و در حیات اجتماعی چنان است که باید گفت خداوند به وسیله او حجت ها و آیات خود را حفظ می کند.

 

در عرصه حقوق

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) ، در حیات اجتماعی حقوقی را مراعات می کند و حق خداوند را مبنای دیگر حقوق قرار می دهد. دامنه این حقوق، در برگیرنده مسایل و امور بسیاری است که از جمله می توان این موارد را نام برد:

- حق اسلامی که ارزان تحصیل نشده است و حق آن باید ادا شود.

- حق پیامبر که خداوند او را مامور ابلاغ رسالت قرار داده است؛

- حق اهل بیت که ویژگی ولایت دارند و درباره آن ها وصیت شده است؛

- حق نزدیکان که امام به آیه قرآن استناد کرده و برخی را بر برخی برتری داده است؛

- و بالاخره حق افراد دور و نزدیک؛

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) در میان حقوق، به حقوق برادران دینی عنایت بیش تری دارد، چرا که به اتکای دوستی و الفت، نمی توان آن را نادیده گرفت و نصیحت را از بردار دریغ داشت.

در مورد مردم

او با مردم رابطه خوبی دارد و مردم نیز به او امید خیر دارند و از شر او در امان اند. اگر بر کسی خشم گیرد به او ستم روا نمی دارد و اگر با کسی دوست شود به سبب دوستی او به گناه نمی افتد. سعی می کند برای خطای دیگران، عذری بیابد و عذر آن ها را بپذیرد.

دیدارش با افراد، بر اساس محبت است آثار شادمانی در چهره او پیداست و در عین حال، خود را از مشارکت اهل هوا رهایی بخشیده است. همدم اهل خیر، و از اهل شر جدا و با اهل ورع و صداقت پیوند دارد. به دوری او از مردم از سر تکبر است ونه نزدیکی اش با مردم از سر مکر و خدعه.

 

در گناه و عصیان

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) از گناه دور است؛ زیرا ریشه گناه، شهوت است و او در شهوت خویش مسلط است و تسلیم جهالت خود نیست، هر که جز این باشد در مسیر هلاکت و فناست. او چشم از حرام پوشیده است، زیرا گناه کار را در بدترین جایگاه می داند. او در خلوت نیز از معصیت دوری می کند؛ زیرا شاهد گناه، همان حاکم و داور است. او حتی گناه کوچک را نیز بر خود روا نمی دارد.

 

و- آثار تربیت در حوزه اقتصادی

در عرصه اقتصاد نیز آثارتربیت از دید امام علی صفات وخصایصی است که به مواردی از آن اشاره می شود. طبیعی است که نخستین نکته در این حوزه، توجه به کار و تولید است که در نقشه کلی حیات، مسئله ای مهم است و سعادت آخرت بدون آن تامین شدنی نیست.او برای تامین معیشت، ناگریز است بخشی از اوقات خود را به کار اختصاص دهد و در طلب حلال باشد. از بیکاری، حتی اگر یک ساعت باشد، گریزان است البته او می داند روزی هرکس خود به خود می رسد. از نعمت های دنیا آن چه به سراغ او می آید از آن بهره مند می شود و از آن چه از او روی برتافته روی گردان است.در جستجو، خود را به خستگی و هلاکت نمی اندازد؛ چرا که هر تلاش گری روزی نمی یابد ؛ به ویژه که زیاده طلب به تنگدستی محکوم است.

 

موضع او در برابر مال

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع )درمورد مال و ثروت معتقد است که مال می تواند وسیله آزمایش باشد، به ویژه که مال سرچشمه شهوت و دلبستگی و عشق به آن، مایه کوری دل است. او زیادی ثروت را مایه سعادت نمی داند؛ بلکه سعادت در دانش فراوان و بردباری بسیار می داند.او مال را با چشم طمع نمی نگرد، چرا که بر تن کردن جامعه طمع، سبب زبونی است و طمع کار در یوغ خواری است. طمع آدمی را به سرچشمه می برد، ولی او را باز نمی گرداند.آرزوهای مالی او تعدیل شده است؛ زیرا می داند که آرزوها چشم های دیدن را کور می کند. او مال را امانت الهی در دست خویش می بیند که قوت فقیران در آن است و می داند که گرسنگی مستمندان، جز از کامیابی نامشروع توانگران نشات نگرفته است.

در توزیع

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع) اهل توزیع درآمد است و از احتکار و گنجینه سازی دور است. او اهل ذخیره سازی عنایم دنیا نیست و از مال، به میزان ضرورت بر می دارد و اضافه آن را برای روز حاجت خویش از پیش می فرستد. او به روزی سازی خدا راضی است و بر آن چه که از دست می رود اندوهگین نمی شود.او اهل احتکار نیست، زیرا امام اش فرموده است پیامبر خدا آن را منع کرده از نگاه او، انباشتگی مال رنج آور است؛ به ویژه مالی که جمع شود و مصرف نگردد و یا بنایی که احداث گردد و در آن سکونتی نباشد.

در مصرف

او مالک ثروت شروع است و طبعاً حق دارد از آن مصرف کند. او در مصرف، به بهترین وجه از نعمت خدا بهره می گیرد و نعمت های خدا را تباه نمی سازد. او در عین ثروتمندی، میانه روی می کند و می داند کسی که با میانه روی زندگی می کند، به نیازمندی نمی افتد.

او اهل قناعت به حد کفاف است و از خدا می طلبد که با تنگدستی، حرمت اش را نشکند. او از مردم بد درخواست روزی نمی کند؛ چرا که اصولاً آن کس که به رفع نیاز بسنده کند، به آسایش دست می یابد. بخشی از در آمد او، صرف ادای حقوق، زکات برای مستمندان پرداخت خمس، پرداخت حق مسکینان و سائلان و ... می شود . او اسراف نمی کند و از تبذیر به دور است. او حساب گر است؛ اما اهل سخت گیری و اتراف نیست که شیطان با وجود مترف به آرزوی خویش دست می یابد. او به جا مصرف می کند؛ چرا که در غیر این صورت، خداوند آدمی را از سپاس خویش محروم سازد.

 

 

ت- آثارتربیت در حوزه سیاسی

یکی از دست آوردهای تربیت مذهبی از نظر اسلام، سیاسی شدن وفرد تربیت یافته از نظر اسلام و امام علی (ع) دارای آگاهی و عمل سیاسی است. او در نظام مربوط به روابط متقابل مردم با هیات حاکم آگاه است. توان تحلیل مسایل سیاسی را دارد و به توسعه و تعمیق بینش خود در آن عرصه می پردازد . ملاک حکومت حق را می شناسد و برای تحقیق آن مشارکت و تلاش می کند.او به زمان خویش آگاه است و راه حق برای او آشکار و شیوه های وصول به آن برای او روشن است. به این دلیل در انتخاب راه حیات آزاد است، و سعادت دایم را بر می گزیند و یا در بدبختی دامن گیر می شود. فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع)، در عرصه سیاسی، صفاتی دارد که مهم ترین آن ها چنین است.

در حکومت و حاکم

او اصل وجود حاکم را برای مدیریت و کارگردانی امور جامعه می پذیرد و آن را امری ناگزیر می داند تا در سایه آن، مومن به طاعت خود مشغول باشد و کافر نیز بهره خویش را از زندگی ببرد. حاکم، امور مالی مملکت را سامان می دهد و با دشمنان ستیزه می کند و حق ضعیف را از قوی باز می ستاند و ...، اما انجام این مسئولیت در توان هرکس نیست و تنها اهل بصیرت، مقاومت و آگاه به مواضع حق هستند که می توانند این پرچم را بر دوش کشند، آنان که داناترین مردم به تعالیم الهی اند و در کشاکش زندگی با وقار و آرام و در دشواری ها بربارند و از رشوه پرهیز می کنند؛ تا حق ضایع نگردد او مبنای حکومت را مقصد رساندن وظیفه الهی می داند و معتقد است حاکیمت باید براساس عمل به قرآن و سیره پیامبر باشد. هر جا که بار قرآن فرود آید، حاکم باید در همان جا فرود آید و هر جا که جایگاه قرآن باشد، باید همان جا مسکن گزیند و در نهایت زمام اختیار و عمل خود را به قرآن بسپارد و قرآن رهبر و پیشوای او باشد. او حق والی بر رعیت را می شناسد و آن را از بزرگ ترین واجبات به حساب می آورد و از حق رعیت بر والی نیز آگاهی دارد و وفای به بیعت و قبول دعوت او و اطاعت از فرمان وی را از یاد می برد.

 

ارزش حکومت

حاکم اسلامی، به اسم اسلام و به تبعیت از حاکمیت الهی بر مردم حکم می راند و مشروعیت حکومت خود را خدا گرفته و عمل اش مبتنی بر اسلام و تبعیت از چیزی است که خداوند منتهای رضای خود را در آن قرار داده است. او برای اقامه حقوق و احیای سنت می کوشد؛ حق خدا را کوچک نمی شمارد و دنیای خویش را به بهای نابودی آخرت آباد نمی کند. کارگردانی امور مردم و رسیدگی به درد و  مشکل آنان از کارهای حاکم است. او دوست دار مردم است و دل اش لبریز از رحمت به آن هاست و با آنان فروتن و نرم خوست حقوق مردم را تمام و کمال ادا می کند و در روابط و همنشینی با مردم چهره اش گشاده است و در حد توان، برای مردم خیر اندیشی می نماید.

حاکم تلاش می کند عیب مردم را پوشیده دارد و به محرومان  و نیازمند جامعه رسیدگی کند. او در برابر حق گوش شنوا دارد، که اگر چنین نباشد عمل به حق برای او سنگین خواهد بود با مردم برادر و در احیای حقوق آن ها یاورشان است.

در اجرا و مجریان

او در انتخاب مجریان امور، بهترین افراد را بر می گزیند؛ آنان سابقه بد ندارند و همکاران گناه و ستم نبوده اند و حق ضعیف را از قوی می ستاند و ستمکار را مهار می کنند و می کشانند تا به آبشخور حق وارد شود.او برای حسن جریان امور، با افراد حکیم و فرزانه هم بحث و هم سخن می شود و البته رعیت نیز، در مقابل وظیفه دارد زمان دار را از سخن حق و مشورت به عدل محروم نسازد.

در جنگ و در صلح

اصل جنگ و جهاد با دشمن، همانند جراحی بر پیکر جامعه فاسد، واجب است و ترک آن سبب پوشیدن جامه خواری است. فرمانده جنگ باید فردی شجاع، بیدار، هشیار نسبت به دشمن و چون آتشی سخت و سوزان باشد. جنگ او با دو گروه است گروهی که در اندیشه تصاحب چیزی هستند که از آن او نیست؛ وگروهی که از حق روی گردانده اند . او در عمل به آن چه به مردم دستور می دهد، خود پیشگام و در جرات خود پیشتاز است؛ طوری که اگر همه علیه او باشند، از آنان روی بر نمی گرداند.

او آتش افروز جنگ نیست و جنگ اش دفاعی است. او می کوشد مردم دریابند برای چه می جنگند تا راه عذر بر آنان بسته شود. هدف نهایی او، این است که مردم راه راه حق را بیابند و آن را بپذیرند.

او روحیه شهادت طلبی دارد، زیرا «ان اکرم الموت القتل» او شهادت طلب و پناه جو از فتنه ها است وبا این اندیش، سربازان را تشجیع می کند که حق شمشیر را ادا کنند. او برای شهیدان ارزش قایل و و از فراق شان متاثر است و البته در ادای حق اولیای شهیدان نیز کوتاهی نمی ورزد.او در پیروزی ها، از ظلم و تجاوز به دور است ؛ در پیروزی، فراری را نمی کشد و درمانده را زخمی نمی سازد و زخم خورده را از پای در نمی آورد و زنان را، اگر چه به سرداران ناسزا گویند، مورد تهییج و آزار قرار نمی دهد. او خواستار صلحی شرافت مندانه است و نمی خواهد خونی به ناحق بریزد. و اصل را بر این قرار می دهد که آنان هدایت شوند و حق، روشن و آشکار شود.

مردم و حکومت

او مردم را از حکومت و حاکم، طلب کار می داند و معتقد است از طلب آن ها، خیر خواهی، بالا بردن سطح زندگی، آموختن کتاب و سنت و اجرای حدود الهی است. او سبب سلطه ای که بر مردم یافته است . حق ندارد تغییر حالت داده و به مردم آزار برساند.

او باید در امور سیاسی مشارکت کند و می تواند این مشارکت را در قالب حزب الله انجام دهد که دارای صفات و ویژگی های خاص و در نهایت اهل فلاح است. اساس کارش بر رعایت اخلاق و انسانیت است. که مردم یا مسلمان اند و برادر دینی او و یا همانند او در آفرینش. مردم از قانون خدایی اطاعت می کنند و برای  مخلوق، نافرمانی روا نیست.

 

 

در برابر ستم و طاغوت

فرد تربیت یافته از نظر امام علی (ع)، دشمن ستمکار و یاور مظلوم است. ستم به ضعیف را نارواترین ستم ها می داند و حتی با مبارزه مسلحانه، باطل را از ادامه ستم باز می دارد. او همکاران اش را از کسانی بر می گزیند که ظالم را در ستم اش یاری نرسانند.او در مبارزه با کسی که با حق مخالفت کند، سستی و ضعف به خود راه نمی دهد.و همیشه از بروز فتنه ها و پیامد آن بر حذر است و همواره از فتنه های گمراه کننده به خدا پناه می برد و در فتنه ها، همانند بچه شتری است که نه پشتی دارد که سوارش شوند و نه شیری دارد که بدوشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

1- سیری در نهج البلاغه: : اثر استادشهید مرتضی مطهری

2- انسان کامل : اثر استادشهید مرتضی مطهری

3- اصول و روشهای تربیت در اسلام:اثر استاد حجت اسلام حسینی اراکی

4-از معرفت دینی تا حکومت دینی:استاد علی صفایی حائری

5-فلسفه و تربیت:اثر استاد محمد علی گرامی به کوشش هادی خسرو شاهی

6 - نگاهی دوباره به تربیت اسلامی(جلد2):استاد خسرو باقری

7- اصول مدیریت تربیتی از دیدگاه امام علی (ع):دکتر حسن حنیفی

8- فرهنگ آفتاب (فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه):علیرضا اعرافی

9- برسی تربیت از دید نهج البلاغه :دکتر علی قائمی

 

نوشته شده توسط حسین آدمیت |  در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی